`
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 حسین امانت سازنده میدان آزادی

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
dorado
Administrator Dorado
Administrator Dorado


تاريخ عضويت : 2010-09-03
تعداد پستها : 71

پستعنوان: حسین امانت سازنده میدان آزادی   الخميس ديسمبر 23, 2010 4:42 am

حسین امانت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

حسین امانت در روبروی برج آزادی (شهیاد)


او معمار برج آزادی است[۴][۵][۶][۷][۸][۹] که به مناسبت یادبود جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران و به عنوان نمادی از «ایران مدرن» و نشانی از «دروازه تمدن بزرگ» در سدهٔ بیستم ساخته شد[۱۰] و همچنین معمار و طراح ساختمان‌های اولیهٔ دانشگاه صنعتی شریف و بسیاری از بناهای دیگر در ایران و جهان می‌باشد.[۱۱].
پس از پروژه موفقیت آمیز برج آزادی که تا پیش از انقلاب برج شهیاد نامیده می‌شد و دانشگاه شریف، نظارت و سرپرستی ساخت موزه بزرگ پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه کوروش کبیر به او واگذار شد.[۱۲] امانت همچنین معمار و طراح تعدادی چند از مراکز صنایع دستی، مدرسه، کتابخانه و حتی یک شهرک تفریحاتی در ساحل دریای خزر بوده‌است. او بعدها با بسط دادن کار خویش بناهایی در خارج از کشور را نیز طراحی نمود، از آنجمله، بنای سفارت ایران در شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین که متمایزترین سفارتخانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است.[۱۳]
از دیگر سازه‌های طراحی شده توسط وی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

امانت دانش‌آموخته دانشگاه تهران است.[۱۸]
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://dorado.dahek.net
dorado
Administrator Dorado
Administrator Dorado


تاريخ عضويت : 2010-09-03
تعداد پستها : 71

پستعنوان: تاریخچه برج آزادی   الخميس ديسمبر 23, 2010 4:44 am

تهران شهر ميدان ها است ، در پایتخت شماري از اين ميدان ها به نمادهاي شهري بدل شده اند
میدان آزادی از بزرگ‌ترین میدان‌های تهران است، برج آزادی با ارتفاع چهل و هشت متر،مهمترین
نماد تهران است.
درهرجاي دنيا كه بخواهند از تهران يا حتي ايران يادي كنند، به سراغ نماد : ميدان آزادي ياشهياد سابق می روند
ميدان آزادي با وسعتي در حدود ۱۵ هزار مترمربع بزرگ ترين ميدان در ميان كشورهاي
خاورميانه است.
اين برج كه به نام برج شهياد معروف است، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال
۱۹۷۹ به دليل اجتماعی كه مردم در استقبال از آيت الله خميني در بازگشت از پاريس به
تهران در اين ميدان انجام داده بودند و سرانجام ۱۰ روز پس از آن به سرنگوني حكومت پيشين
انجاميد، و بهميدان آزادي تغيير نام داد.
برج شهياد در سال ۱۳۴۹ توسط حسين امانت معمار ايراني كه حالا شهروند و ساكن كانادا
است، ساخته شد. در آن سال آقاي امانت دانشجوي ۲۶ ساله اي بود كه ماموريت يافت به
مناسبت يادبود جشنهاي ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهي ايران، ميداني در پايتخت طراحي كند كه
نماد "ايران مدرن" و نشان "دروازه تمدن بزرگ" در قرن بيستم باشد.
در سال ۱۳۴۵خورشيدي طرح يك نماد معرف ايران بين معماران ايراني به مسابقه گذاشته
شد كه در نهايت طرح آقاي امانت‌، بيست و شش ساله از دانشگاه تهران برنده و براي ساخت
انتخاب شد.
عمليات بناي برج آزادي در يازدهم آبان ۱۳۴۸ شمسي آغاز و پس از بيست و هشت ماه كار‌،
در ۲۴ ديماه ۱۳۵۰ با نام برج شهياد به بهره برداري رسيد.
در روز افتتاح برج اين ميدان، محمدرضا شاه به همراه همسرش در ميدان شهياد حضور يافتند و براي نخستين بار با افتخار منشور كورش كبير كه نخستين نوشتارحقوق بشري جهان است ]در اين مكان پرده برداري شد. اين اثر تاريخي حدود ۲۵۵۰ سال پيش به فرمان كوروش كبير
كتيبه شده و هم اكنون در موزه بريتانيا در لندن نگهداري مي شود
هم اکنون شهرداري تهران ، نماد پایتخت را در دست بازسازي و پایان
مرحله اول بهسازی و ساماندهی و محوطه سازی میدان آزادی را
در دست انجام دارد


اين مطلب آخرين بار توسط dorado در الخميس ديسمبر 23, 2010 5:20 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://dorado.dahek.net
dorado
Administrator Dorado
Administrator Dorado


تاريخ عضويت : 2010-09-03
تعداد پستها : 71

پستعنوان: اینم یه دیگاه جدید اما صحت اونو نمیدونم   الخميس ديسمبر 23, 2010 4:57 am

اینم یه نظریه جالب که اونو با این عنوان در اینترنت می بینید(چرا هیچوقت میدان آزادی را از بالا نشان نمیدن)

البته در این که سازنده میدان با سازنده خود برج یکی باشه هم سوال هست که می تونه این دیدگاه جدید دو رد نکنه
یه نظر دیگه که این ادعا رو رد می کنه اینکه شهرداری تهران قطعا توانایی تخریب و بازسازی میدان ازادی رو داره اگه واقعا میدان آزادی از بالا نماد صلیب باشه

به هر حال این مطلب رو یه نگاهی بندازید
Exclamation مطلب زیر لاین از برخی منابع اینترنتی گرفته شده و توضیحات ان مربوط به ارسال کننده تالار نیست








اگر به عکس میدان آزادی از بالا دقت کرده باشین میدان آزادی به صورت یک صلیب کاملا” مدرن انگلیسی ساخته شده.

گفته شده در دوره پهلوی وقتی این میدان توسط یه مهندس خارجی ساخته شد بعد از اینکه فهمیدن قضیه از چه قراره خود شاه اون مهندس رو در میدان آزادی دار زد



به هر حال همیشه جای
سوال بوده که وقتی تو تهران راهپیمایی میشه چرا هیچ وقت موقع تصویربرداری از نمای بالا برج آزادی فیلم نمی گیرن؟؟





Exclamation مطلب بالای لاین از برخی منابع اینترنتی گرفته شده و توضیحات ان مربوط به ارسال کننده تالار نیست
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://dorado.dahek.net
dorado
Administrator Dorado
Administrator Dorado


تاريخ عضويت : 2010-09-03
تعداد پستها : 71

پستعنوان: گفتگو حسین امانت طراح میدان آزادی   الخميس ديسمبر 23, 2010 5:27 am

گفتگو حسین امانت طراح میدان آزادی

- برج آزادی که در زمان خود شهیاد نام داشت خیلی زود نماد دروازه گونه تهران و ترجمان معمارانه ایران مدرن شد، این بنا اکنون سی و شش ساله است و نماد انقلاب اسلامی تلقی می شود. فرسوده از گذر زمان و رنجیده از بی مهری کسان، خود را نیازمند مرمت می یابد. با این حال دست بردن در مجموعه ای که ایرانیان سخت بدان خو گرفته اند و خارجیان، ایران امروزی را با تصویرش می شناسند، کاری ساده و خالی از حرف و حدیث نیست.

شهرداری تهران مسؤول مرمت و بهسازی برج و میدان آزادی است و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نظارت بر این کار را به عهده دارد؛ چرا که برج آزادی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.


شهرداری بر این باور است که عملیات مرمت را "کاملا اصولی" به پیش می برد، اما سازمان میراث فرهنگی نظر متفاوتی دارد. چندی پیش خبرگزاری میراث فرهنگی (CHN) گزارش داد که کارشناسان این سازمان، پس از بازدید از کارگاه مرمت و بهسازی برج آزادی، در حضور سرپرست کارگاه گفته اند: "اقداماتی که تاکنون در جزیره برج آزادی به بهانه ساماندهی و مرمت انجام شده، مرمت نبوده، بلکه فاجعه ای دردناک در تاریخ ساماندهی آثار تاریخی است."


استفاده از واژه "جزیره" برای میدان آزادی، اشاره طنزگونه و تلخی است به قرار گرفتن این میدان در میان ترافیک سنگین ورودی غربی پایتخت و قطع ارتباط پیادگان با میدانی که طرحش ملهم از باغ های ایرانی است و در اصل برای پیاده روی ساخته شده است.


شهرداری نقشه های مرمت را برای تایید به سازمان میراث فرهنگی ارایه کرده و این سازمان نیز به نوبه خود خواستار تایید نقشه ها توسط مهندس ایرج حقیقی شده است؛ یعنی کسی که در زمان ساخت برج آزادی، مسؤول کارگاه برج بود. او اکنون به خارج از کشور سفر کرده است.


در این میان هیچ کس سراغ مردی را نمی گیرد که ایده چنین اثر بدیعی از ذهنش تراوش کرد، همان جوان ۲۴ ساله و تازه از دانشگاه درآمده ای که حالا از مرز ۶۵ سالگی گذر کرده و هزاران کیلومتر آن سوتر از تهران، نگران دست پرورده خویش است: حسین امانت.


امانت که اینک در شهر ونکوور کانادا سکونت دارد، از معماران نوپردازی است که حتی اگر هیچ کاری غیر از طراحی برج و میدان آزادی انجام نداده بود، بازهم نامش در تاریخ معماری مدرن ایران جاودانه می ماند. اما او در کارنامه خویش، کارهای سترگ دیگری نیز دارد: طراحی ساختمان دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۵۴)؛ ساختمان مرکز صنایع دستی سابق و سازمان میراث فرهنگی امروزی (کامل شده در سال ۱۳۶۳)؛ ساختمان سفارت ایران در پکن (کامل شده در سال ۱۳۶۲) و آثار دیگری که در سال های دوری از وطن و در کشورهای مختلف جهان ساخته شده اند.


او دعوت گفت و گو را صمیمانه پذیرفت و در اندازه ای که یک گفت و گوی تلفنی میان تهران و ونکور اجازه می دهد، از هویت برج آزادی و دغدغه هایش در این باره سخن راند. با این حال اذعان داشت که اگر بخواهد در هرمورد توضیح کامل بدهد، حاصل سخن، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. تنها امیدش این بود که سخنانش نزد آن ها که اکنون آفریده اش را در اختیار دارند، جدی گرفته شود. آیا این توقع بزرگی برای خالق برج آزادی است؟


برج آزادی علاوه بر این که نماد شهر تهران و ایران مدرن شد، نماد انقلابی شد که در تقابل با نظام شاهنشاهی بود. چه قابلیت هایی را در این اثر می بینید که توانسته در مدت کوتاهی نماد دو موضوع متفاوت از هم باشد؟


آزادی طوری طراحی شده که معطوف به حقیقت، جوهره و عمق فرهنگ ایران است. یعنی با توجه به آنچه که در طول تاریخ بر سر ایران رفته و عظمتی که در تاریخ این کشور هست، ساخته شده. درست است که این کار در زمانی انجام شد که یک وضع سیاسی دیگری در ایران حکمفرما بود، اما وقتی من آن را طراحی کردم به تمام دوره های تاریخی و به آینده ایران فکر می کردم؛ نه به آن وضع سیاسی خاص.


البته اصلا فکر نمی کردم که آزادی این طور در دل مردم ایران نفوذ کند. آزادی درست مثل بچه ای بود که شما به دنیا می آورید و نمی دانید که او در آینده چگونه خواهد شد. این بچه بزرگ می شود و زندگی مخصوص به خودش را پیدا می کند که دیگر در اختیار شما نیست. آزادی هم همین طور شد و فکر می کنم به این خاطر در دل مردم جا باز کرد که خیلی ایرانی است و جوهره فرهنگ ایران را در خود دارد.


این جوهره فرهنگی که بر آن تأکید دارید، چگونه در ساختمان برج متبلور شده است؟ یعنی دقیقا چه مفاهیمی را در طراحی برج به کار گرفته اید و می خواسته اید چه پیامی را از طریق آن منتقل کنید؟


همان طور که گفتم این بنا به گذشته های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می خواستم جمع بندی خودم از اینها را در آزادی ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می شود.


در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می زند.


رسمی سازی هایی که بین این دو قوس را پر می کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می روید، یک چیز تازه ای می بینید.


در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده اند و این کار را با کمک رسمی بندی ها و مقرنس کاری های بسیار زیبا انجام داده اند.


در برج آزادی هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می چرخد و ۱۶ ضلعی می شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده است.


دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه ای اجرا می کند و ارتفاع آن از بام آزادی بیرون می زند و از بام دیده می شود که با کاشی های فیروزه ای معرق ایرانی پوشیده شده است.


مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود.


شما در زمان طراحی برج ۲۶ ساله بودید؟


خیر، ۲۴ سال داشتم و تازه از دانشکده معماری دانشگاه تهران بیرون آمده بودم.


خب، آدم وقتی برج آزادی را با این توصیفی که شما گفتید، می بیند، متوجه می شود که این اثر حاصل درک عمیقی از سنت های تاریخی و هنر و معماری ایران در دوره های مختلف است. چطور یک جوان ۲۴ ساله به این درک رسیده بود؟


من از کودکی در خانواده ای بزرگ شدم که عاشق فرهنگ ایران بود و در یک مکتب فکری پرورش پیدا کردم که می گوید زیبایی های دنیا در هر کجا که باشد، متعلق به همه دنیاست و هنرمند باید به همه این زیبایی ها مراجعه کند.


وقتی کوچک بودم، یک روز پدرم مرا به تخت جمشید برد. وقتی از پله های تخت جمشید بالا رفتم، عظمتی را دیدم که قلب من را برای همیشه از آن خودش کرد. تجربه ای بود که هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم و فکر می کنم کارهایی که بعدا در زمینه معماری انجام دادم، بیشتر به این تجربه و حس مربوط می شود. یک مقدارش را هم شما به حساب شانس بگذارید .


اگر اجازه بدهید، بپردازیم به مسایلی که امروزه گریبانگیر برج آزادی است. در حال حاضر دست کم سه عامل به عنوان عوامل خطرزا برای برج آزادی مطرح شده؛ یکی نفوذ رطوبت حاصل از آبیاری چمن های میدان به پایه های بنا و احتمالا فونداسیون؛ دوم آلودگی شدید هوا ناشی از تردد خودروها و فعالیت کارخانجات بزرگ در غرب تهران؛ و سوم بار سنگین ترافیک در میدان آزادی و لرزشی که تردد خودروها ایجاد می کند. هر کدام از این عوامل را چقدر آسیب زا می دانید و مقاومت برج در برابر آن ها چقدر است؟


همه این عوامل خیلی مهم است. از آنجا که بخش های زیر زمینی میدان خیلی بزرگ است، صدمه دیدن عایق ها یعنی قیرگونی دیوارها و سقف ها و نفوذ رطوبت مساله ای جدی است که باید فورا به آن رسیدگی شود. چون نفوذ آب در طول زمان، بتن را ضعیف می کند.


من عکس هایی را از آزادی دیده ام که نشان می دهد لای سنگ ها گیاه سبز شده و فکر می کنم هر ساختمانی هرچقدر که محکم باشد، اگر مدتی به آن نرسند - که در این ۳۰ سال گذشته این طور بوده - خراب می شود. در مورد رشد گیاهان در لابلای سنگ ها واقعا نگران هستم؛ چون ریشه گیاه سنگ ها را خرد می کند.


برای مرمت آزادی باید توجه داشت که این بنا چطور طراحی شده و چه تکنیک هایی در ساخت آن بکار رفته است. این بنا سنگ هایی دارد که در قسمت پایین برج 3.2 متر طول و 1.6 متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشانی است که به نظر من یک کار بی نظیری انجام داده اند. چون آن وقت که ما آزادی را می ساختیم، هیچ کس برای پول کار نمی کرد و برای همه، این یک کار عاشقانه ای برای مملکت بود.


این سنگ ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است. ماده ای است به نام FlEXIBLE SEALANT . حالا اگر بخواهند در جریان مرمت از سیمان برای بندکشی استفاده کنند، این کار باعث شکستن سنگ ها می شود. به خاطر این که در گرمای تابستان و سرمای زمستان سنگ ها و بتن زیر آن ها مرتبا منبسط و منقبض می شوند و اگر درزها قابل انعطاف نباشد، همگی خرد می شوند.


این را هم بگویم آقای مهندس ایرج حقیقی که الان در ایران هستند و مهندس کارگاه برج بودند، یکی از بهترین کسانی هستند که در مورد مرمت آزادی می توان به ایشان مراجعه کرد.


آلودگی هوا چطور؟


آلودگی هم مسأله مهمی است و وضع اسیدی هوا روی سنگ های برج اثر می گذارد. سنگ های شهیاد که مرمر جوشقان هستند، اصلشان آهکی است و از آلودگی هوا آسیب می بینند.


به نظر من راه حل اساسی این است که ترافیک اطراف میدان را کم کنند، اما نباید جریان رفت و آمد قطع شود. حتما باید اتومبیل از آن اطراف رد شود و زندگی در آن جا جریان داشته باشد تا بنا زنده بماند. ولی به نظرم تردد وسایلی مثل اتوبوس و کامیون و تعداد زیاد اتومبیل باید بررسی و محدود شود. ضمنا نباید کاری کنیم که اتومبیل ها یک مانع و دیواری در مقابل شهیاد بوجود بیاورند و مانع بشوند که مردم به سوی میدان بیایند. یعنی در طرح های شهری خیابان های میدان، باید سعی کرد مردم راحت به باغ وسط برسند.


در مورد لرزش ناشی از تردد خودروها که اشاره کردید، باید بگویم آزادی آنقدر محکم ساخته شده که نباید پایه هایش با این حرف ها بلرزد. مهندس مشاوری که آزادی را طراحی کرده، یک از بهترین ها در دنیاست.


بنا محکم است، ولی هر بنای خیلی محکم هم اگر زیرش خالی شود، می خوابد. من نمی دانم اطراف آنجا چه اتفاقی می افتد، اما فکر می کنم باید خیلی مواظب بود.


الان شهرداری تهران در حال بازسازی محوطه میدان آزادی است و ممکن است در جریان این کار برخی عناصر و اجزاء میدان دگرگون شوند. آیا طراحی میدان آزادی پیوستگی ضروری با برج دارد، یعنی اگر دخل و تصرفی در طراحی میدان صورت بگیرد ، به کلیت طرح و مفاهیم آن یا حتی ساختار معماری اش لطمه خواهد خورد؟


قطعا همین طور است. نقوشی که در میدان هست و باغچه ها و گل کاری ها را شکل می دهد، از طرح داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده؛ منتها هندسه دایره گنبد تبدیل به بیضی شده است.


روابط لوگاریتمی جالبی در هندسه و ابعاد گنبد مسجد شیخ لطف الله هست که دانش عمیق ریاضی معماران ایران در دوره های گذشته را نشان می دهد. اگر این طرح که در میدان استفاده شده به هم بخورد، ایده اصلی کار از بین خواهد رفت.


طرح آب نما و فواره ها هم ملهم از باغ های ایرانی است. همین طور شیب میدان با دقت و به منظور خاصی طراحی شده، حد ارتفاع برج آزادی ۴۵ متر است؛ چون نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار گرفته و نمی شود بلندتر از این ساخت. ولی من می خواستم وقتی به بنا نزدیک می شوید به طرف بالا بروید، در حالی که بالا بردن بنا ممکن نبود.


ما برای این که مشکل ارتفاع را حل کنیم، یک سرازیری در میدان بوجود آوردیم. یعنی شما از طرف فرودگاه که وارد میدان می شوید به شکل سرازیر به برج نزدیک می شوید و می رسید به آن آب نمای دایره شکل و وقتی به بنا نزدیک می شوید، دوباره بالا می آیید.


زمین زیر برج کاملا صاف است. این صافی و آن شیب میدان وقتی به هم می رسند، خط های قوسی جالبی را ایجاد می کنند که نمی شود به آنها دست زد. در بازسازی میدان باید به این ظرایف توجه کرد.


در عکس هایی که دیده ام، کاشی کاری شیارهای نمای اصلی و روی گنبد اغلب خرد شده است. این اشکال کاشی معرق ایرانی است که که می دانید از تکه های کوچکی که کنار هم می گذاریم، تشکیل شده و در زمستان با نفوذ برف و باران یخ می زند، می شکند و فرو می ریزد.


امروزه با پیشرفت تکنیک کاشی، رفع این مشکل که در اغلب بناهای قدیمی مشاهده می شود، ممکن است. امیدوارم در تعمیر این کاشی کاری ها نهایت دقت انجام شود که طرح اصلی آن که الهامی مدرن از نقوش سنتی ایرانی است، محفوظ بماند و تغییر نکند.


غیر از این موارد، توصیه دیگری هم به متولیان بازسازی میدان آزادی دارید؟


من شنیده ام که مدت زیادی است آزادی به روی مردم بسته شده که البته به خاطر تعمیرات است. ولی این کار نباید زیاد طول بکشد. چون وقتی بنا تعطیل می شود، از بین می رود. نگهداری مداوم بنا مستلزم فعالیت در آن است.


داخل آزادی از نظر مرمت کار زیادی ندارد و چون داخلش بتن لخت است، همیشه نو است و کافی است که آن را تمیز بکنند. اما حیف است که به این بنا رسیدگی نکنند و درهایش به روی مردم بسته باشد .


غیر از برج آزادی برخی بناهای تاریخی تهران مثل سر در باغ ملی، شمس العماره و ساختمان موزه ملی ایران خیلی شاخص هستند و تا حدودی نمادهای شهری به حساب می آیند. اما بناهای دهه های اخیر مثل مصلای تهران، ساختمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی یا ساختمان کتابخانه ملی نتوانسته اند این شاخصه و وجه نمادین را پیدا کنند. به نظر شما چه عناصری در این بناها مفقود است که نمی توانند نماد شهری باشند؟


یک کتابخانه هدفش این است که مردم بروند آن جا و از کتاب ها استفاده کنند، همین طور بناهای دیگر هر کدام به منظور خاصی ساخته شده اند، اما همان طور که اشاره کردید، می توانند نمادین هم باشند. مانند بناهای دوره صفویه در اصفهان.


معماری دنیا در حال تحول خیلی سریع است و معماران در هر کجای دنیا به تکنولوژی و امکاناتی دست پیدا کرده اند که قدرت انتخاب زیادی به آنها می دهد.


دیگر مثل دوره صفویه نیست که فقط آجر داشتند و قوس می زدند و همواره هماهنگی در کارشان بود. بعضی از دوران ها در تاریخ دنیا مثل بهار شکفتگی هستند و در آنها گل های زیادی پرورش پیدا می کند؛ مثل رنسانس در تاریخ اروپا یا دوره سلجوقی و صفوی در تاریخ ایران.


الان وضعیت به خاطر فنون و مصالح جدید عوض شده و مدتی طول می کشد تا این پختگی پیدا شود. در چین هم همین آشفتگی ها وجود دارد. دوران آزمایش است.


من وقتی ساختمان مرکز صنایع دستی یعنی سازمان میراث فرهنگی فعلی را می ساختم، استفاده های بی مورد و عجیب و غریب از قوس ها و مقرنس ها در معماری ایران خیلی زیاد شده بود. من در آنجا با مراجعه به سنت معماری ایران یک گنبد رسمی بندی شده آجری را درست کردم تا بگویم هنوز هم می شود با تکیه بر گذشته یک کارهایی کرد. ولی این بنا نیز آن جنبه نمادین را ندارد، چون هدف دیگری داشته است.


یک وقت هایی اثر دنیای پیشرفته بر ما خیلی زیاد است و بدون این که بدانیم چه کار داریم می کنیم، به تقلید از دیگران می پردازیم. ولی به طور کلی فکر می کنم معماران ایرانی، معماران بسیار خوبی هستند. متأسفانه من کارهای اخیری را که همکارانم در ایران کرده اند، ندیده ام تا اظهار نظر کنم.


اگر دوباره به شما پیشنهاد دهند که یک بنای یادبود و نمادین برای تهران طراحی کنید ، یادبود چه چیزی را می سازید و چه مفاهیمی را در ساختار آن بکار می گیرید؟


می دانید، یادبود مربوط است به آنچه بر یک فرد یا یک جامعه ای گذشته؛ یک چیزی است که وقتی آن را می بینید فکر می کنید چه خبر بوده است. من یک دوره با توجه به آنچه در طول تاریخ بر سر ایران رفته، کاری را انجام دادم. اما تا مأمور کار دیگری نشوم نمی توانم بگویم آن کار چیست.


باید مأمور بشوم تا مثل بچه ای که می گویند مشق بنویس، یک مدتی در شور و التهاب باشم و سختی بکشم. باید یک مقداری دعا و مناجات داشته باشم تا متمرکز شوم و از درون این تمرکز یک فکری بیرون بیاید. باید مأمور بشوم تا توکل کنم.


آیا این مناجات و توکل برای طراحی آزادی هم وجود داشت؟


البته، البته، وقتی می خواستم این کار را انجام بدهم، دعا کردم؛ چون می دانستم که به تنهایی نمی توانم کاری بکنم. آزادی را ساختم تا بگویم ایران از دوران سخت گذشته می گذرد و به آینده ای درخشان می رسد. در این تردیدی نیست.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://dorado.dahek.net
dorado
Administrator Dorado
Administrator Dorado


تاريخ عضويت : 2010-09-03
تعداد پستها : 71

پستعنوان: یک جواب کوبنده برای شایعات   الخميس ديسمبر 23, 2010 5:57 am

یک جواب کوبنده برای شایعات
Arrow یکی از دوستان این مطلبو برام ایمیل کرد تا براتون ارسال کنم
البته نمی دونم از کجا اونو خونده اما قطعا تمام کنده نظریات جدیده
امیدوارم تویسنده از ارسال این مطلب در تالار راضی باشه چرا که به میهنمون کمک میگنه





.


صلیب یا یک اجبار:



اولا باید گفت معمار این برج که یکی از شاهکارهای معماری جهان هست یک ایرانی به اسم مهندس حسین امانت هستند و این شاهکار رو در سن 24 سالگی طراحی و اجرا کردند. ایشون مسیحی نیستند و اعتقادی هم به نمادگرایی در معماری ندارند. ایشون شاگرد استاد سیحون بودند و الان در ونکوور زندگی میکنند.
معماری برج بیانگر دروازۀ ملل که شاه در سخنرانیهاش میگفت هست. شاه در جوامع بین المللی مدام میگفت ایران دروازۀ ملل و تمدن دنیاست و تمام تمدن های بزرگ زمانی تحت تأثیر تمدن پارس و ایران زمین بودن. بنابر این طی یک مسابقه، نماد ایران در ورودی شهر تهران با کانسپت دروازۀ تمدن طراحی میشه. اگر از طبقات برج بازدید کنید متوجه میشید که برج بیانگر تمام سبکهای معماری ایرانی است.

1: شکل دروازه های باستانی و شاید یک نوع آتشکده نماد تمدن و یتاپرستی ایران باستان

2: بیس و پله ها از سبک عیلامی و پارسی

3: قوس سهمی پایین نماد معماری سبک ساسانی

4: قوس تیزه دار بالایی نماد معماری دورۀ اسلامی ( دو قوس توسط رسمی بندی به هم متصل شده اند)

5: بالاتر قلعه های ایرانی ( پنجره ها و راه پله ها)

6: گنبد رک سلجوقی نماد اوج معماری و علم در دورۀ اسلامی ایران که از نوک برج بیرون زده.

7: تکنولوژی ساخت مدرن و فلسفۀ پست مدرن برج 10 سال قبل از شکلگیری این مکتب اجرا شده.

8: تمام کاربندی ها و رسمی بندی ها با بتن اکسپوز زمانی اجرا شدن (1350) که هنوز در اروپا رایج نبودند.

9: محوطه سازی میدان با نقوش دم طاووس از گنبد شیخ لطف الله اصفهان.

10: و...

در واقع یک بستر باستانی که با گذر از دورۀ ساسانی به اسلامی و در نهایت به دورۀ مدرن ایران میرسد. درواقع روند پیشرفت فرهنگ و تمدن و علم ایران در یک جمله.



حالا کیه که ادعا میکنه این برج یک معماری وام گرفتۀ فرنگیه؟



در مورد صلیب:

این سوال در ذهن من هم ایجاد شد. برای نگارش مقاله باید مطمئن میشدیم، سوالات دیگری هم بود، مثلا این که چرا پنجره های برج 9 تا (عدد مقدس بهائی ها) است. بنابر این با شرکت استاد امانت در ونکوور تماس گرفتیم و همکارم با شخص ایشون صحبت کرد.



پاسخ:

اگر دقت کنید میبینید که میدان بیضی شکل است و اگر دو محور ارتباطی که از کرج به خیابان آیزن هاوور (آزادی) و آریاشهر به جادۀ ساوه (اتوبان سعیدی) میرسد را به هم متصل کنید متوجه میشوید که محل تقاطع در محل کنونی برج واقع است. یعنی مهندس امانت برای اینکه برج در تمامی مسیر ها دارای دید شهری باشد مجبور بودند که برج را در محل تقاطع بسازند. از طرفی در تمام باغ های ایرانی کوشک در یک سوم باغ ساخته میشه.

این حتی کار ایشون رو هم سخت کرده چراکه مجبور شدند برای ایجاد نقش گنبد شیخ لطف الله به محاسبات پیچیده تری دست بزنند اگر برج در وسط بود نقوش یکسان میشدند ولی حالا...



پنجره ها:

ایشون گفتند که من یک مدول (تناسبات پنجره) رو در ذهنم داشتم برای همین این مقدار رو تقسیم به دهانه کردم و تعداد 9 بدست اومد این یک نماد گرایی نیست بلکه محاسبات ریاضی است. اضافه کردند که در سمت دیگر که دهانه کوچکتر بود تعداد 5 پنجره ایجاد شد. کسانی که قصد دارند به این اثر برچسب بزنند چرا نمی گویند 5 به نیت 5 تن است فقط می گویند 9 عدد مقدس بهائی هاست؟



استاد مهندس امانت در تمام صحبتشون مدام میگفتند "برج آزادی". ما پرسیدیم که شما این بنا رو با اسم یادمان شهیاد آریامهر طراحی کردید حالا ناراحت نیستیتد که نامش را تغییر دادند. ایشون با فروتنی پاسخ دادند که من برای مردم و ملتم بنایی رو ساختم که در دل مردم جا باز کرد و محبوب شد. با شکلگیری انقلاب، مردم این بنا رو آزادی صدا کردند من هم اونرو چیزی صدا میکنم که مردم صدا میزنند. من برای مردمم بنایی ساختم و دوست دارم مردم روی آن اسم بگذارند نه من یا کسی دیگر.



بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://dorado.dahek.net
 
حسین امانت سازنده میدان آزادی
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: تالار فرهنگ و هنر :: تاریخ و تمدن :: ایران زمین-
پرش به: